حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

82

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

جون رشيد اين بشنيد ، بفرمود تا قم را از اصفاهان جذا كنند ، و خراج اشاعره « 1 » از جملهء خراج شهر وضع « 2 » كرد . و مبلغ خراج شهر ، سهزار هزار و پانصد هزار درهم بوده است . پس خراج اصفاهان و كرج « 3 » ، بعد از جذاكردن قم از اصفاهان - جنانج اوّل مقرّر شد - بر دوازده هزار هزار درهم و كسرى [ فراهم آمد ] » . تا بدينجا قصّه و حكايت حمزه بود ، و قصّه و روايت در اين معنى اين بود ، و آنچ اهل قم روايت كرده‌اند از حمزه در جذاكردن قم از اصفاهان - چنانچ در اوّل فصل ذكر كرده شد - نزديك آن مىشود ، كه حمزهء بن يسع ، و عبد اللّه هر دو در يك وقت قصد حضرت « 4 » كرده باشنذ ، و اللّه اعلم . * * *

--> كامل به ديوان خراج در بغداد پرداخت شود ، از اين رو حاكم اين كسر را از مردم اصفاهان مىستاند ، و اين ستاندن - به علت نپرداختن اهل قم - جزئى از پرداختيهاى همه ساله اهل اصفاهان گرديده بوده ، كه موجب پريشانى و ظلم بر مردم مىگرديد . ( 1 ) . جمع اشعريان كه عمده ساكنين شهر قم در آن دوره را عربهاى اشعرى تشكيل مىداده‌اند . ( 2 ) . برداشتن . ( 3 ) . مقصود كرج أبى دلف عجلى است كه شهر اراك كنونى مىباشد . ( 4 ) . يعنى حضرت هارون الرشيد .